محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

134

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

و نجوم و هندسه و منطق نيك آگاه بود . كتاب السجيح فى علوم الاوائل الرياضيه از آثار اوست . همچنين در جدل استاد بود و بر ديگران تفوق داشت . كم‌حرف بود ، و بدگويان و هرزه‌درايان را از خود مىراند . غالبا در انديشه بود و به جمع كتب سخت مشتاق . « 22 » اين صفات و سجايا سبب شده بود كه باديس را فريفتهء خود كند و برگرد خويش جوى ايجاد نمايد تا همهء كسانى كه به نحوى با او كارى دارند از نزد او خشنود بازگردند . اسماعيل بن نغزاله در مقام وزارت بود كه چشم از جهان فروبست . باديس پسر او يوسف را به جايش برگزيد . يوسف جوانى بود زيباروى و تيزهوش و فرزانه و دوستدار اعمال نيك . چون پدر ، يهوديان را به كار گماشت و براى گردآوردن اموال كوشش بسيار كرد . در نزد باديس منزلتى ارجمند يافت . اندك‌اندك زمام همهء كارها به دست گرفت تا چون پدر مرد اول دولت باديس شد و نفوذش از همه برگذشت . بلقين پسر بزرگ باديس بود و سيف الدوله لقب داشت . باديس او را ولىعهد خود كرده بود . بلقين مىديد كه چگونه وزير يهودى زمام همهء كارها را در دست دارد و يهوديان ديگر را به تصرف در اعمال گماشته است و ايشان چگونه همهء قدرت دولت را قبضه كرده‌اند . بلقين به خشم آمده بود و بر وزير حسد مىورزيد و علنا دشمنى خود را با او ابراز مىداشت و در برانداختنش سعى مىكرد . گاه نيز با بعضى از خواص خود در باب برانداختن و كشتن او سخن مىگفت . ديگر وزراى دولت نيز او را تحريض و تحريك مىكردند ، بويژه على و عبد اللّه پسران ابراهيم الشيخ . مخالفان ابن نغزاله در گوش او مىخواندند كه او از هركس ديگر به اين مقام شايسته‌تر است و اين اموال كه آن يهودى از آن بهره‌مند مىگردد بايد كه در دست او گردآيد . ابن نغزاله با سيطره‌اى كه بر امور يافته او و ديگر رجال دولت را به خوارى و گمنامى افگنده است . « 23 » يوسف بن اسماعيل بن نغزاله نيز از جانب خود جمعى از خواص باديس را به سود خويش در قصر و در حرم به جاسوسى گماشته بود و هرحركتى كه از باديس سرمىزد يا هرسخنى كه مىگفت از آن آگاه مىشد . چند تن از جاسوسان خود را نيز به اطراف بلقين گماشته بود و به وسيلهء آنها بر اعمال و نيات او آگاهى مىيافت .

--> ( 22 ) . ابن الخطيب : الاحاطه ( نقل از ابن حيان ) ، ج 1 / ص 446 و 447 . ( 23 ) . امير عبد الله : التبيان ، ص 39 .